اتحادیه عرب و ابرتصمیمی که درباره سوریه خواهد گرفت

از سال 1945 که اتحادیه عرب در شهر قاهره تأسیس شد تا بهار سال 2010 که آخرین اجلاس سران آن در دمشق برگزار شد، سه محور ایجاد وحدت عربی در عملکرد اعضاء، رویاروئی با اسرائیل و به کار گیری توسعه اقتصادی و انسانی در کشورهای عربی از بزرگترین اهداف آن بوده که در این سه زمینه متهم می باشد، کارنامه قابل قبولی ارائه نکرده است.

در طی 65 سال گذشته ، اتحادیه عرب نتوانسته بود افکار عمومی ملت های خود را راضی نگه دارد و همیشه یا محل انتقاد بوده یا مورد تمسخر قرار گرفته است. اما از زمان آغاز انقلاب مردم لیبی در سال گذشته و خیزش قهرمانانه ملت سوریه و حوادث جاری در این کشور، برای نخستین بار شاهد همراهی افکار عمومی جهان عرب با قطعنامه های اتحادیه عرب هستیم و شگفت آن که تحت تأثیر تغییرات در مصر، تونس ،لیبی و یمن، اجلاس سران عرب در نزدیک به دو سال برگزار نشده است. همچنین اتحادیه عرب نقش مهمی در برکناری علی عبدالله صالح در یمن، برگزاری انتخابات آزاد در مغرب و قبول برنامه اصلاح سیاسی در سه کشور الجزایر ، اردن و بحرین داشته است.

در گذشته اتحادیه عرب اقدامات دسته جمعی داشته که به جز یک مورد نمی توان بقیه را در راستای افکار عمومی تعریف کرد. در نوامبر سال 1979 و بعد از پیوستن مصر به قرارداد صلح کمپ دیوید و بالا گرفتن خشم ملت های عرب، اتحادیه عرب عضویت این کشور را به حالت تعلیق درآورد و مقر دائمی اتحادیه را از قاهره به تونس منتقل کرد و روابط همه کشورهای عربی با مصر قطع شد. همچنین سمت دبیرکلی اتحادیه که بطور سنتی در اختیار مصری ها بود، از آنها گرفته شد و در اختیار یک تونسی به نام «شاذلی قلیبی» قرار گرفت.در این میان نباید افکار عمومی شکل گرفته در این دوره را با نوع امروز آن یکی گرفت. در آن دوره خشم ملت های عرب برخاسته از یک نزاع قدیمی میان آنها و اسرائیل می باشد، اما شکل افکار عمومی امروز جهان عرب براساس مخالفت با روش های سرکوب، به رسمیت شناختن حق اعتراض و دفاع از حق ملت ها در تغییر حاکمان خود است و این به نوبت خود یک تحول مهم حساب می شود.

اقدام دیگر که در اوت 1990 از سوی اتحادیه عرب اتخاذ شد، ارسال نیروی عربی به کویت برای بیرون راندن ارتش عراق از آن کشور بود. این تصمیم براساس اصول اولیه منشور اتحادیه گرفته شد و در این دوره کشورهای عربی عضو اتحادیه تقریبا به دو دسته موافق و مخالف تقسیم شده بودند، اما بیشتر افکار عمومی توده های عرب از اقدام صدام حسین در اشغال کویت حمایت می کرد که در این راستا تصمیم اتحادیه عرب در نادیده گرفتن این افکار بود.

و آخرین اقدام قبل از اینکه به موضوع سوریه بپردازد، در فوریه 2011 در ارتباط با لیبی اتخاذ شد. باید گفت که اقدام اتحادیه عرب بر ضد قذافی خیلی سریع و به شکل باور نکردنی صورت گرفت. شاید گرمای دو انقلاب تونس و مصر چنین شتابی را در تصمیم گیری دامن زد.در قطعنامه اتحادیه عرب بر ضد لیبی آمده بود که عضویت این کشور تا تأمین امنیت شهروندان آن توسط حکومت به حالت تعلیق در می آید.قذافی هرگز چنین تصمیمی از سوی اتحادیه عرب را جدی نگرفت و به آن به دیده تحقیر همراه با کلمات استهزاء نگاه می کرد. اما دیپلمات های قذافی در سراسر دنیا ، تصمیم اتحادیه عرب را خیلی جدی گرفتند و موجی از استعفاء و پیوستن به نیروهای مخالف را آغاز کردند.همچنین کشورهای غربی آن را چراغ سبزی برای به حرکت درآوردن شورای امنیت سازمان ملل تلقی کردند به ویژه که افکار عمومی جهان عرب تا این درجه بر ضد قذافی برانگیحته نشده بود و از شگفتی های آن ، خواهان دخالت نیروهای خارجی برای نجات ملت لیبی شدند.

کارهای احمقانه سرهنگ قذافی در رفتار با تصمیم اتحادیه عرب، در نهایت این اتحادیه را متقاعد ساخت تا صندلی خالی لیبی در  مقر این اتحادیه را در اختیار نماینده شورای ملی مخالفان در تاریخ 25 اوت 2011 قرار دهد.

اما پیچیده ترین اقدام اتحادیه عرب درباره سوریه اتخاذ شد. سوریه برای خیلی از کشورهای عربی تیغه دو لبه محسوب می شود. انقلابیون مصر اگرچه مایلند تغییرات دموکراتیک در سوریه رخ دهد اما حاکم نظامی مصر هیچ علاقه ای به قدرت یافتن اسلام گرایان در دمشق ندارد، زیرا معتقد است با بالا گرفتن توان اسلام گرایان در سوریه ، وضعیت آنها در موازنه قدرت مصر نسبت به گروه های اسلامی ضعیف خواهد شد. همین نگاه را کشور عربستان نسبت به کل منطقه دارد. از نظر عربستان مخالفان سوری مجموعه ای از اسلام گراهای اخوان المسلمینی ، تشکل های چپ گرا و اقلیت های قومی و مذهبی هستند که هیچ نوع یارگیری در میان آنان ندارد.علاوه بر این تجربه انقلاب مصر نشان داد که باید میان آن کسی که «انقلاب می کند» و کسی که «انقلاب را می برد» فرق گذاشت. تنها امتیاز سقوط بشار اسد برای عربستان سعودی این است که سیاست منطقه ای ایران به شدت تضعیف خواهد شد اما باز هم تضمینی در این زمینه وجود ندارد.

به همین دلیل عربستان برای مدت های طولانی به انتظار نشست تا از درون خود رژیم سوریه یک راه حل مناسب برون داده شود. دلایل کشورهای دیگر مانند عراق، لبنان و یمن آخرین روزهای علی عبدالله صالح کاملا روشن بود. الجزائر نیز در صف یاری رساندن به بشار اسد ایستاد بود، زیرا از این بیم دارد که بعد از سوریه مخالفت های خیابانی به آن کشور سرایت کند. اگرچه این کشور راه اصلاحات را قبول کرده و وضعیت حقوق شهروندی در آن، قابل مقایسه با سوریه نیست.

در نهایت اتحادیه عرب بر همه این پیچیدگی ها غلبه کرد و در جلسه نوامبر خود عضویت سوریه را با 19 رأی موافق و دو رأی مخالف به حالت تعلیق درآورد و چند روز بعد تحریم های اقتصادی بر ضد رژیم بشار اسد را پیش کشید.آنچه که با قاطعیت می توان در مورد آن سخن گفت و در مسأله سوریه نمود پیدا کرد، فشار شدید افکار عمومی جهان عرب بر ضد بشار اسد است که تصمیمات اتحادیه عرب را تابعی از خود کرده است.تنها کشورهای عراق و لبنان بودند که دولت های خود را وامدار افکار عمومی جهان عرب نمی دیدند. در عراق یک دولتی با ترکیب شیعی – کردی بر سر کار است و شیعیان آن معتقدند با سقوط بشار اسد و تقویت عناصر سنی در آینده سیاسی سوریه ، موقعیت سنی های عراق را نسبت به آنان تقویت خواهد کرد اما کردها که هم سنی هستند و هم گرایش های دموکراتیک دارند و در سال های اخیر شهرهای آنان با سرمایه گذاری سرمایه داران عرب خلیجی رشد کرده است، مجبور به ارائه توضیحات درباره موضعگیری دولت عراق نسبت به سوریه در اتحادیه عرب شدند.

در لبنان وضع مشابهی حاکم است.دولت فعلی لبنان با کمک حزب الله بر سر کار آمده است و میان توجه به افکار عمومی جهان عرب و حمایت از دولت سوریه، دومی را برمی گزیند، زیرا معتقد است که بدون حمایت حزب الله سقوط خواهد کرد.بقیه کشورهای عربی اگرچه ملاحظاتی درباره اوضاع سوریه داشتند اما هیچکدام جرأت نکردند در برابر پدیده جدید افکار عمومی بیایستند و این موضوعی است که برای نخستین بار در جهان عرب اتفاق می افتد و در آینده هم تصمیمات اتحادیه عرب را خیلی واقعی و عملی نشان خواهد داد.

واکنش دولت سوریه به تصمیم اتحادیه عرب همانند قذافی نبود.زمامداران سوریه اگرچه در رویاروئی با اعتراضات مردمی طی 9 ماه گذشته رویه یکسان سرکوب، کشتار، زندان، ربودن ، شکنجه دادن و محرومیت های شغلی و اجتماعی را بر ضد ملت خود در پیش گرفتند اما در تعامل با تصمیم اتحادیه عرب فن سیاست را به کار گرفتند.آنها تصمیم را با تصمیم و پیشنهاد را با پیشنهاد جواب می دادند. در برخی اوقات مفاد ابلاغی را قبول می کردند اما به آن عمل نمی کردند و در برخی دیگر تعدیلاتی وارد کرده شروط جدیدی ارائه می کردند.این رویه نزدیک به یک ماه زمان برای آنها خرید و عملا تلاش می شد اتحادیه عرب را درگیر پروسه گفتگوی بی سرانجام کنند. این کار عصبانیت مخالفان و ناامیدی مردم را نیز می تواند به همراه خود بیاورد و این امتیاز را می تواند به دولت سوریه بدهد که بگوید؛نگاه کنید مخالفان اهل گفتگو نیستند!

در این میان تنها ابزار تهدید اتحادیه عرب بین المللی کردن قضیه سوریه و رجوع به سازمان های بین المللی مانند شورای امنیت است که مرتب به طرف سوری گوشزد می شد. برای کمک به این رهیافت، پنتاگون در اول دسامبر جاری اعلام کرد که ناو «جورج اچ بوش» از ناوگان ششم امریکا را به سوی سواحل سوریه گسیل کرده است.این ناو پیشرفته ترین جنگنده های امریکائی را حمل می کند و برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز سوریه به کار می آید. تحرک اتحادیه عرب از یک سو و نزدیک شدن این ناو به سواحل سوریه از سوی دیگر، امیدواری مردم سوریه را بالا برد و در جهت مقابل دست پاچگی و ناامیدی در میان نظامیان و بازاریان حکومتی را دامن زد. از اینرو این بار روسیه دست به تحرک نظامی زد. روس ها اعلام کردند منظومه ناوی «ادمیرال کوزنیتسوف» را به بندر «طرطوس» سوریه اعزام کردند تا در آنجا به نصب موشک های دفاعی «اس 300» بپردازد و از فضای سوریه دفاع کند. چند روز بعد نیروهای نظامی سوریه که اکنون با آمدن روس ها روحیه گرفته بودند، اقدام به مانور نظامی کردند. به نظر می رسد اکنون همه چیز آماده یک رویاروئی بین المللی است.

این رویاروئی با تصمیم اتحادیه عرب شکل خواهد گرفت.این اتحادیه می تواند از نیروهای بین المللی بخواهد که بر فراز سوریه منطقه ممنوع پرواز ایجاد کنند و چنین کاری با درخواست اتحادیه عرب مشروعیت خواهد یافت و نیازی به قطعنامه شورای امنیت ندارد.ترکیه و امریکا آمادگی آن را دارند که چنین موردی را اجرا کنند.

از نظر من روسیه به خاطر سوریه با امریکا ،کشورهای غرب و جهان عرب وارد جنگ نخواهد شد و تحرک نظامی آن در منطقه فقط در سطح مانورهای قبل از جنگ باقی خواهد ماند و فراتر از آن نخواهد رفت.

 

 

/ 0 نظر / 10 بازدید