«تظاهرات با حمایت ارتش مردمی»؛پدیده جدید انقلاب سوریه

انقلابات عربی اگرچه از یک سو انعکاس دهنده آرزوها و آرمان های مردم تحت ستم و رهائی از استبداد و دیکتاتوری بود، اما از سوی دیگر آزمایشگاهی برای انواع نظریه ها و طرح های تغییر سیاسی به حساب می آیند. در تونس و مصر زمانی که ارتش به معنای کلاسیک خود به کار می رفت و حاکمان نتوانسته بودند ، آن را ایدئولوژیک کنند، با یک چرخش بنیادی مهمترین عامل دگرگونی انقلابی می شود. حال در لیبی چنین وضعیتی حاکم نبود و ارتش به معنای کلاسیک کلمه وجود نداشت و کمیته های انقلابی نیروی نظامی و انتظامی کشور را به کمتر از یک عصای سرکوب قذافی تنزل داده بودند. به هیچ وجه نظریه «مبارزه بی خشونت» در لیبی تحت حاکمیت قذافی کارائی نداشت و «مرحوم قذافی» جز کشتن، زندانی کردن ، شکنجه دادن و نابود کردن ادبیاتی برای وجود «مخالف» نمی شناخت. به همین خاطر نظریه خنثی کردن ماشین نظامی قذافی با حمایت نیروی خارجی و در امتداد آن قیام گسترده مردمی خیلی زود به نتیجه رسید.

در یمن وضعیت کاملا متفاوت بود و به عبارت دیگر مفهوم «انقلاب» نمی تواند همانند جاهای دیگر به کار رود. زیرا یمن با یک انقلاب سیاسی متحول نمی شود.عقب ماندگی یمن در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن نهفته شده است و تنها تحول سیاسی نمی تواند در چنین جامعه ای حرکت به سوی جلو ایجاد کند. همان طور که علی عبدالله صالح رئیس جمهور پیشین این کشور با عبارت « با افعی می رقصد» معروف شده بود، نظریه انقلاب یمن براساس قطع سر افعی یا زخمی کردن آن بنا شد.هم نیروی اپوزسیون یمن و هم اندامواره دولت در این کشور به این توافق رسیده بودند که تنها با دور کردن سر افعی یا کنار گذاشتن علی عبدالله صالح امکان انجام اصلاحات واقعی وجود دارد و سرانجام با کش و قوس های زیاد همین نظریه اجرا شد.

اما در سوریه اوضاع دیگری در جریان است. قبل از هر چیز باید بگویم که انقلاب سوریه بعد از گذشت ده ماه خونین ترین انقلاب بوده که همچنان در حال قربانی گرفتن است. بیش از 5هزار کشته، 10 هزار مفقود الاثر و 60 هزار نفر زندانی دستاورد این قیام خونین تا به امروز بوده است.با این وجود مهمترین عامل استمرار انقلاب سوریه، استقامت مردمی است که به شکل معجزه آسایی در برابر این همه سرکوب، کشتار، محرومیت، زندان و شکنجه همچنان پایداری می کند. یک زمانی «یاسر عرفات» رهبر فقید فلسطین ملت خود را «الشعب الجبارین» یعنی ملتی با اراده آهنین می نامید. به اعتقاد من این اصطلاح را اکنون در مورد ملت سوریه می توان به کار برد که حقا ملتی با اراده آهنین است.

انقلاب سوریه طی ده ماه گذشته فراز و نشیب های مختلفی را پشت سر گذاشت اما دو سه روز گذشته متغیرهای سرنوشت سازی را وارد معادله نبرد خود کرده است. متغیرهائی که می توانند سراشیبی سقوط بشار اسد را مشخص کنند.روز گذشته ما شاهد پر حجم ترین تظاهرات سوری ها از بدو انقلاب تاکنون بودیم. این افزایش چشم گیر تعداد تظاهرکنندگان و همچنین فزونی شهرهای متفاوت در این تظاهرات به شدت تحت تأثیر سازماندهی «ارتش آزاد» (ارتشی که مجموعه گسترده ای از ناراضیان نظامی سوری را تحت فرماندهی واحد درآورده است) بوده است که در گامی جدید به حمایت از تظاهرکنندگان روی آورده است. پدیده «تظاهرات با حمایت ارتش مردمی» به نظر می رسد نتایج ملموس و مثبتی برای مخالفان رژیم اسد به همراه داشته است.در روزهای گذشته نخستین پیروزی برای ارتش مردمی در منطقه «زبدانی» در غرب دمشق و در نزدیکی مرز لبنان رقم خورد. یگان هائی از سپاه چهارم سوریه که مستقیما تحت فرماندهی ماهر اسد برادر رئیس جمهور قرار دارند بعد از چند روز آمادگی برای نبرد با ارتش آزاد به این منطقه اعزام شدند اما بعد از دو روز نبرد شکست خورده و به خارج شهر عقب نشینی کردند.این نخستین پیروزی مشخص ارتش آزاد بر نیروهای حکومتی بود. در چند نقطه دیگر نیز به همین صورت نبردهائی صورت گرفته است و در تمام این نبردها خبری درباره شکست نیروهای مردمی گزارش نشده است.

چنین پیروزی هائی برای ارتش آزاد آثار خود را در تظاهرات این جمعه نشان داد. دو ویژگی بارز برای این تظاهرات بود: نخست جمعیت زیادی در اکثر شهرهای سوریه به خیابان آمده بودند و دوم تعداد تلفات و کشته ها به نصف رسیده بود. این تحول بعنوان مدل مبارزه در اکثر شهرها به کار گرفته شده و نتایج قابل توجهی به دست آورده است.اما اینکه چه چیزی موجب چنین تحولی شده است بایستی اندکی درنگ کرد و به نقش ناطرین اتحادیه عرب توجه کرد.درست است که رژیم سوریه به هیچیک از خواسته های اتحادیه عرب عمل نکرد اما وجود 125 ناظر این اتحادیه خللی در آرایش نیروهای نظامی دولت ایجاد کرد.دولت سوریه به ظاهر تلاش می کرد که نشان دهد نیروهای نظامی را از خیابان ها جمع کرده است و این اندک تغییر در جابجائی نیروها اثر منفی گذاشت و در نهایت نیروهای ارتش آزاد توانستند خود را سازماندهی کرده و به حمایت تظاهرکنندگان وارد عمل شوند.به خصوص این بار حمایت ارتش آزاد در شهر دمشق و در نزدیکی محله «قدم» بسیار مثمرثمر بود.زیرا جمعیت زیادی موفق شدند به خیابان سرازیر شده و تظاهرات کنند. در شهر حمص و منطقه شیخون نیز ارتش آزاد توانست حمایت قابل توجهی برای تظاهرکنندگان ارائه دهد.

نیروی هوائی سوریه عملا فلج شده است!

بعد از شکست نیروهای دولتی سوریه از ارتش آزاد و عقب نشینی آنها، اکنون این پرسش مطرح می شود که نیروی هوائی سوریه کجاست؟ برای پاسخ به این سؤال باید سه عامل مهم را در نظر گرفت:

1-      به کار بردن نیروی هوائی برای نابود کردن مخالفان حساسیت بین المللی و به ویژه شورای امنیت را بالا خواهد برد و اقدام جامعه بین الملل برای ایجاد مناطق ممنوع پرواز بر فراز سوریه را تسریع خواهد کرد.همچنین به کارگیری نیروی هوائی بر ضد مخالفان، روسیه تنها حامی سوریه در شورای امنیت را در وضع بدی قرار خواهد داد.

2-      فقدان اهداف مشخص برای بمباران توسط جنگنده های نیروی هوائی. در لیبی بخشی از کشور به دست مخالفان افتاد بود و قذافی می توانست مقرهای دولتی افتاده به دست مخالفان را بمباران کند اما در سوریه نیروی هوایی فقط می تواند خانه های مردم را هدف بگیرد.

3-      ممکن است به برخی از خلبانان به دیده عدم اعتماد نگریسته می شود و با پرواز آنها به دیگر کشورها پناهنده شوند و این به نوبه خود می تواند تأثیر منفی گسترده ای بر روحیه هواداران بشار اسد بگذارد.

در هرحال پدیده «تظاهرات با حمایت ارتش مردمی» تمام معادلات موجود در سوریه را به نفع مخالفان به هم زده و چه بسا به دلیل گستردگی نارضایتی در صفوف نظامیان و ظهور ناکارآمدی شدید اقتصادی دولت و بن بست استراتژیک حکومت سوریه ، کار رژیم اسد را تمام کرده و دیگر نیازی به مراحل بعدی و اقدام شورای امنیت نباشد.

 

/ 0 نظر / 9 بازدید