انقلابات عربی: سقوط خلیفه، سلطان، شیخ، شاه و حاکم نظامی

اجازه بدهید سال 2011 را حد فاصل میان «عصر قدیم» و «عصر جدید» در خاورمیانه بنامیم. رویدادی که بیش از 150 سال پیش در اروپا و امریکا اتفاق افتاده و دموکراسی های امروزی در این دو قاره نتیجه آن بوده است.هنوز مشخص نیست که حاکم آینده مصر یا تونس چه کسی خواهد بود، اما آنچه که مشخص است حکام جدید نمی توانند به روش خلیفه، سلطان، شیخ ، شاه یا حاکم نظامی بر مردم حکومت کنند یا به قول «نزار قبانی» شاعر فقید سوری بگویند:«..یا ایها الناس، لقد أصبحت سلطانً علیکم فأعبدونی» یعنی ای مردم من حاکم جدید شما هستم پس به خاک بیافتید و مرا عبادت کنید!

بزرگترین مقوله سیاسی سالهای نه چندان دور گذشته در خاورمیانه نادیده گرفتن ملت ها بود.هیچ یک از حکامی که اکنون یکی بعد از دیگری به زباله دان تاریخ سپرده می شوند، هیچ حقی برای مشارکت واقعی ملت در امر تصمیم گیری قائل نبودند و فقط «تصویر توده ای» مردم ،هنگامی که به استقبال حاکم می روند یا پشت سر ماشین وی می دوند ، مورد توجه بود. به همین دلیل چنین حکامی همیشه تلاش می کردند از تصویر ساختگی «خیابان» مشروعیت بگیرند اما از برگزاری واقعی یک انتخابات آزاد وحشت داشتند. درست مانند شعبده بازی که مایل است تماشاگران فقط تصویری که او می سازد را ببینند و با نشان دادن همه واقعیت، حقه وی برملا می شود.

اما امروزحاکمیت ملت ها و حقوق اولیه آنها ستون اصلی انقلابات عربی به شمار می رود. نبرد واقعی در حال حاضر میان «خاورمیانه امریکائی» و «خاورمیانه اسلامی» نیست و آنهائی که این موارد را مطرح می کنند مایلند ملت های منطقه را در مفاهیم کهنه گذشته زنجیر کنند.نبرد واقعی اکنون میان حاکمیت ملی و رژیم های فاشیستی و استبدادی است، در این نبرد مفاهیم ساختگی دستگاه های تبلیغاتی نظام های حاکم به هم ریخته و مفاهیم واقعی مردمی متبلور شده است. اکنون خاورمیانه مفاهیم جدیدی را در آغوش می گیرد، مفاهیمی که بدون تحقق آنها ، یک زندگی شرافتمندانه هرگز ممکن نیست. مردم منطقه و بعد از گذشت سالیان دراز و مجاهدت و فداکاری روشنفکران و نویسندگان،به یقین می بینند که بدون دموکراسی قادر نیستند از مواهب خدادادی سرزمین خود به نحو شایسته استفاده کنند و بدون رسانه های آزاد و محترم شمردن حق بیان نمی توانند یک نظام اداری شفاف و سالم داشته باشند. اکنون خاورمیانه از طریق آزادی می خواهد نان، کار و مسکن به دست بیاورد و دموکراسی یک «ارزش» شده است.بن علی، مبارک ، قذافی، بشار اسد و علی عبدالله صالح همه پارلمان داشتند یا دارند،اما ملت های منطقه فهمیده اند که تنها «پارلمان همگانی» که همه نیروهای اجتماعی و سیاسی جامعه را بدون فیلترهای حکومتی نمایندگی کند، ضامن حقوق آنها خواهد بود. مفهوم ارتش و نیروهای امنیتی و انتظامی نیز از نوع «حجاج بن یوسف ثقفی»،هیتلری یا موسولینی خارج شده و وظیفه خود را از عبادت حاکم و سرکوب هرگونه نفس مخالف، به دفاع از کشور و تأمین امنیت شهروندان مبدل کرده است.

آنچه که دیکتاتورهای سرنگون شده و در حال سرنگونی خاورمیانه نتوانستند بفهمند این است که از دو دهه گذشته با ورود ابزارهای جدید انتقال داده ها و اطلاعات چون ماهواره، اینترنت و تلفن همراه، نگاه انسان خاورمیانه ای به جهان تغییر کرد.مردم خاورمیانه توانستند دنیایی غیر از تصاویری که تلویزیون های رسمی ارائه می دهند، ببینند و اخباری متفاوت با اخبار سانسور شده حکومتی بشنوند. در این میان الجزیره و هفت سال بعد از آن العربیه و سپس بی بی سی عربی مرجع خبری جهان عرب و پیرامون آن شدند.حقانیت، مشروعیت، شرافت و درستی اعمال حکام منطقه از شیخ گرفته تا حاکم نظامی بویژه در تلویزیون الجزیره زیر سؤال رفت.در طی 15 سال گذشته رژیم های عربی به شکل ناتوان، مضحک ، بی تفاوت به امور زندگی شهروندان، خائن به اهداف ملی و دینی، مجموعه ای از افراد شکم باره و فاسد، عامل عقب ماندگی علمی و در عین حال ستمگر و سرکوب گر برای ملت های خود، به تصویر کشیده شدند.اتحادیه عرب که مجموعه ای از همین حکام بود تصویری به مراتب بدتر داشت و اجلاسیه های آن با جوک و لطیفه گویی بدرقه می شد.به جرأت می توان گفت که در میان تصمیم های مختلفی که از بدو تأسیس اتحادیه عرب تا به امروز از سوی این اتحادیه اتخاذ شده بود، هیچکدام به اندازه بیرون کردن نماینده قذافی از این اتحادیه برای آن اعتبار و مقبولیت کسب نکرد و رفته رفته با گرفتن چنین رویکردی به سوی ملت های عرب، جایگاه واقعی خودش را بدست خواهد آورد به خصوص که در روزهای آینده تصمیمات مهمی درباره رژیم سوریه خواهد داشت.

اگرچه الجزیره شتاب انتقادات خود را به رژیم های عربی تندتر کرد و با برخی از آنها چون نظام بن علی به شدت درگیر شد، اما در میان گرایش آشکار به ایجاد تغییر در نظام های سیاسی،«مرکز عربی مطالعات فرآیندهای سیاسی» را تأسیس کرد تا بتواند تصویر بعد از تغییرات را بوضوح ببیند و بدون خطا در آن گام نهد.در کنار نظام رسانه ای جدید که مثلث الجزیره، العربیه و بی بی سی عربی را تشکیل می داد، درصد بالائی از جمعیت جوان خاورمیانه نیروی محرکه انقلابات عربی را بوجود آورده بودند که به شدت از مدل های عقب مانده نظام های سیاسی حاکم متنفر بودند.این جوانان همان کسانی هستند که در نظام رسانه ای بسته حکومت های استبدادی جائی نداشتند و مستبدین پیر حاکم راهی برای ورود آنها به امور سیاسی باز نکردند.

اصولا رژیم های استبدادی با طبقات جدید و ارزش های نو آنها سر نزاع دارند و همین طبقات جدید بودند که انقلابات را رهبری کردند بدون اینکه واقعا تصویر، اسم و نام رهبری به خود بدهند و همین طبقات جدید هستند که دولت جدید، اخلاق جدید و روابط جدید را بوجود خواهند آورد و همان طور که طبقات جدید در انقلاب فرانسه ساختار اروپا را تغییر دادند، بطوریقین نیروی جوان و نوآور انقلابات عربی ساختار خاورمیانه را تغییر خواهند داد و در عین اینکه به سوی یک نظام متوازن سیاسی جدید و در حال پیشرفت حرکت می کنند، برای همیشه حاکمیت یک جانبه، تک صدا و زورگو خلیفه ، سلطان ،شیخ ، شاه و حاکم نظامی و ارزش های عقب مانده سیاسی آنها را به آرشیو ملت های خاورمیانه خواهند سپرد.

 

/ 1 نظر / 9 بازدید
محمد

ممنون دکتر . سئوالی که مدت ها فرصت نکردم از شما بپرسم حالا اینجا جوابشو گرفتم. فقط یک چیز در ذهن من باقی ماند . آن هم این که در این جنبش های آزادی خواهانه آمریکا چه کرده است و از این پس چه می خواهد بکند؟